تبلیغات
زندگی با هری پاتر - نقد هری پاتر و یادگاران مرگ قسمت 1


زندگی با هری پاتر

فیلمی برای طرفداران

خلاصه داستان:در این قسمت از مجموعه هری پاتر شاهد جستجوی دو دشمن قسم خورده هستیم!یکی برای قوی تر شدن و دیگری برای ضعیف تر کردن آن یکی.و هر دو تا حدودی موفق می شوند و ما را در انتظاری چند ماهه برای نبرد نهایی می گذارند.

کارگردان:دیوید ییتس

فیلمنامه نویس:استیو کلاوز

تهیه کنندگان:دیوید هیمن-دیوید بارون-جی کی رولینگ

بازیگران:

دانیل رادکلیف

روپرت گرینت

اما واتسون

هلنا بونهم کارتر

رالف فاینس

پیتر مولان

دیوید اوهارا

استفان رودری

بر اساس رمان هری پاتر و یادگاران مرگ اثر جی کی رولینگ 2007

فروش(به میلیون دلار):

افتتاحیه(آمریکا):                   125                 

آمریکا:                                 295       رده:  38

سراسر جهان بجز آمریکا:    651       رده:     7

سراسر جهان:                      946        رده:   10

مقدمه:

بالاخره پس از مدتها انتظار توانستیم نسخه ای با کیفیت قابل قبول از فیلم «هری پاتر و یادگاران مرگ:پارت 2»را چندین بار با چندین نفر ببینم و نقد کسل کننده ای(در حد بخشهایی از فیلم)در مورد آن بنویسم.همانطور که میدانید نوشتن در مورد آثار پر مخاطب همواره کار دشواریست. مخصوصا اگر موافقان آن نسبت به مخالفانش بسیار بیشتر باشند. به همین سبب این شبه نقد را با تاخیر و پس از بارها دیدن نوشتم تا آبها از آسیاب بیفتد.پس لطفا یا نقد را به صورت آنلاین با حوصله و یا به صورت آفلاین با دقت بخوانید و حتی الامکان نظر بگذارید و یا دستکم رای بدهید. لطفا از رای یا نظر کوتاهی نکنید و هر وقت خواستید این کار را انجم دهید-شده 10 سال دیگر باشد.-لازم به ذکر است برای جمعی حواس از عکس استفاده نشده است.

 نقد:

«اینها زمانهای تیره هستند،اینجا جایی برای انکار نیست.»هفتمین اقتباس سینمایی از مجموعه داستانهای هری پاتر اینگونه شروع میشود و تا 146 دقیقه طرفداران دو آتشه اش را با خود همراه میکند.گاهی آنها را به وجد می آورد و بالذت و سرخوشی همراه میکند و گاهی تا قعر حوصله سر رفتگی میبرد.-که البته به جلو بردن فیلم منجر نمیشود مگر برای بار دوم و سوم...-به عبارتی هری پاتر و یادگاران مرگ اثری است که پس از بار اول بسیار بعید است بتواند بیننده را برای دفعات دیگر ترغیب کند مگر برای مرور برخی صحنه ها و نه همه فیلم.این فیلم هم به پیروی از دو فیلم قبلی خصوصا شاهزاده نیمه اصیل متاسفانه در فضایی رئال رخ می دهد.که هر چند کاملا مطابق با کتاب است اما خاطره خوش دو فیلم نخستین خصوصا سنگ جادو-که به عقیده اینجانب کماکان بهترین فیلم این مجموعه است.-دست از سرمان بر نمی دارد.در این فیلم همانگونه که اشاره کردم بیشتر به اقتضای کتاب در فضای رئال می گذرد و دلیل آن هم کاملا روشن است:هاگوارتزی در کار نیست!بله دیگر از مدرسه عجیب و غریب و البته دوست داشتنی علوم و فنون هاگوارتز خبری نیست و با مسافرت طولانی هری پاتر و دوستانش رونالد ویزلی و هرمیون گرنجر در  دنیای انسانهای واقعی موسوم به مشنگها= ماگل طرفیم.جلوه های ویژه فیلم از همان صحنه های ابتدایی خودشان را به رخ می کشند و کاملا خوش ساخت هستند.سکانس تبدیل شدن شش داوطلب به هری هم در نوع خود جالب است و مخاطب را سر ذوق می آورد و بلافاصله پس از آن سکانس تعقیب و گریز را داریم که جذابیت خاص خود را دارد ولی حیف که می دانیم قرار است چه اتفاقی بیافتد! اصولا اقتباس های سینمایی از این اثر غیر از چند تغییر پیرو کتاب هستند و اگر کتاب را خوانده باشید-کسی هست که نخوانده باشد؟-همه چیز دستتان است و براحتی می توانید آن را پیش بینی کنید.تغییراتی مثل پایین آمکدن شان مودی که چه کسی او را کشته!راستی بهتر است چند نکته را خیلی سریع مرور کنیم:جلسه ای که در خانه مالفوی رخ می دهد پر است از مرگ خوارهای اصیل زاده و خوشتیپ!-ولدمورت و لسترانج را فاکتور بگیرید-باز جای شکرش باقی است که در این مورد خوشتیپی را-هر چند ظاهری-به اصیل زاده ها داده اند.-در رابطه با اصیل زاده ها در نقد پارت 2 در مورد اصیل زادگی و مرگخواری بیشتر حرف میزنم.-خیانت ظاهری اسنیپ را که به دستور دامبلدور بوده هم در نوع خود جالب است که این یکی هم بماند برای پارت 2!از نکات دیگر این جلسه میتوان به قتل بوربیج-معلم درس علوم مشنگها-اشاره کرد که گویا به علت حرفهایش در مورد برابری جادوگران و مشنگها بوده است.یاد زمانی که جادوگران را آتش می زدند بخیر!سکانس نخستین هم با نطق اسکریم گور صاف و موبلند همراه است-بدون هیچ زخم و خراشی-که جناب وزیر در کمال فروتنی و اخلاق پهلوانی و خادم مردم بودن قدرت وزارتخانه-بخوانید مرگ خوار خانه-تحت امرش را به رخ می کشد.به شخصه از این وزیر خیلی خوشم آمد حیف شد!هرچند هم وزیر و هم وزارتخانه اش تفاوت های قابل توجهی با کتاب دارند که در فیلم یا تغییر کرده اند یا حذف شده اند.آشنایی هری با بیل ویزلی هم در نوع خودش جالب بود.همانطور که می دانید این اتفاق در کتاب چهارم می افتد و زخمی شدنش در کتاب ششم.- که سازندگان آن را کمی به تعویق انداخته اند. البته شخصیت های اینچنینی کم نیستند از  اسکریم گور گرفته تا کسی مثل ماندانگاس!بگذریم به نقد بپردازیم!شگردی که فیلمنامه نویس در دو فیلم اخیر در  به کارگیری از شخصیت های آشنا در فیلم  واقعا قابل تقدیر است.به عبارتی استفاده از حالات و رفتاری که شخصیتها بیشتر در کتاب انجام می دهند-خصوصا بار کمیکشان-در فیلمی که تناسب چندانی با آنها ندارد-شخصیتهای فانتزی،فضای رئال-یک امتیاز ویژه برای طرفداران است و انصافا به خوبی اجرا شده.در بازیها هم با وجود تعدد بسیار زیاد شخصیت که در 10-12 دقیقه ابتدایی فیلم با چند ده تا از آنها مواجهیم هرکسی وظیفه اش را به صورت قابل قبولی انجام می دهد و بازیهای خوب و یکدستی داریم و همانطور که به بازی متوسط کم برمی خوریم شاهکار هم نداریم!که البته بیشتر به علت آشنایی بازیگران با کاراکترشان است که اکثرا پیشتر  هم آن را بازی کرده اند.استفاده از لباسهای به اصطلاح مشنگی هم گویا بین عموم مد شده و تبش به بزرگترها هم سرایت کرده!بعد از تعقیب و گریزی که ذکر خیرش را کردیم به بارو می رویم.در اینجا لازم می دانم که یک تاسف بزرگ رو برای سازندگان-خصوصا فیلمنامه نویس-ابراز کنم که با ادامه هوس جینی ویزلی و عشق-این کلمه اصلا مناسب اینجا نیست اما چه کنم که مد شده!-آبکی وی به هری آن هم به صورت ابزاری به بدترین شیوه ممکن به عشق وی ادای دین کرده اند.پس از سقوط وزارتخانه-که به شکل جالب توجهی توسط شکل بولت خبر داده میشود-با فرار هری و دوستانش مواجه میشویم.مسافرتی برای یافتن جاودانه سازها-هوکراکس ها-و البته تضعیف ولدمورت.از آن طرف ولدمورت هم کم نمی گذارد و علاوه بر در اختیار گرفتن وزارتخانه و مامور کردن آن برای یافتن و دستگیری کسانی که ظاهرا خونشان مشکوک است و البته تعیین جایزه برای هری و دوستانش-در اینجا استفاده از یار کاملا اشتباه است-خودش هم به دنبال چوب ارشد-که گویا شکست ناپذیر است-می گردد بلکه قدرتش فزونی یابد.در این بین روحش هم خبردار نیست که قسمتی از روحش نابودمی شود!فیلم دارای صحنه های کمدی بسیاری است-نسبت به هم سبکان-که نقطه اوجشان ورود هری و دوستانش به وزارتخانه است که با بازی کمیک و بانمک اوهارا و رودری تا حد زیادی شیرین و خنده دار از آب درآمده.این ورود غیر قانونی منجر به دست آوردن یک جاودانه ساز و البته آسیب دیدن رون میشود.در اینجا با تنوع و تعدد لوکیشنهایی مواجه میشویم که به علت پیاده روی شخصیتهای اصلی هستند و رابطه صمیمی هری و هرمیون که به ترک گروه توسط رون منجر میشود-در اینجا علاوه بر تاثیر جاودانه ساز کمبود و بدی غذا هم اثر بسزایی دارد که در فیلم از آن چشم پوشی شده-اما این کار تاثیر چندانی بر کار گروه ندارد و پس از انجام یک رقص-که از صحنه های جالب توجهی است که اضافه شده-تا حد زیادی رفع میشود و پس از مدت کوتاهی با بازگشت رون مواجه میشویم-از نظر تعداد دقیقه!چون در کتاب به خوبی با گذشت زمان طرفیم ولی در فیلم زمان به صورت آنچنانی مشخص نیست و فقط نقاطی مثل کریسمس وجود دارند-تنها اتفاقی که در نبود رون رخ میدهد فرار هری و هرمیون از مرگی است که در یک قدمی آنهاست.این اتفاق تاثیر چندانی ندارد و از بسیاری جهات شبیه فرار از دست یاکسلی در وزارتخانه است.تنها نکته مثبت به دست آوردن کتابی است که اسرار دامبلدور را فاش میکند که البته فیلم برعکس کتاب اصلا روی آن توقف نمیکند و به سادگی از آن میگذرد.این بی تاثیری را در سکانس قبرستان هم می بینیم که ابدا تاثیری روی مخاطب نمی گذارد.-حالا بی احتیاطی نابخردانه در ورود به گودریک هالو به کنار-پس فرار از دست ناگینی و به طبع آن ولدمورت با بازگشت رون مواجهیم و نابودی جاودانه ساز که به صورت قابل قبولی کار شده و دیالوگهای جالبی مثل«من قلبتو دیدم و اون مال منه»هم گفته میشود.پس از آن به خانه  لاوگود میرویم و شاید قابل تحسین ترین جای فیلم را همین جا میبینیم:انیمیشن سه برادر.این انیمیشن کوتاه که به توصیف یادگاران مرگ میپردازد.به طرز شگفت آوری خوب و زیبا کار شده و با تکنیک بدیع و جزئیات فراوانش خودش یک کلاس درس است.واقعا منتظر تبدیل سایر داستانهای بیدل نقال به این شیوه هستم-هر چند بعید است به پای این یکی برسند-خیانت لاوگود آخرین میخ را به تابوت امنیت میزتد و به ما میفهماند که واقعا هیچ جا امن نیست.-کسی هست که تا اینجا نفهمیده باشد؟!-با لو رفتن هری و دوستانش پس از آپارات که برخلاف کتاب واقع بر هیچ منطق خاصی نیست-فانتزی و منطق؟!-به خانه مالفوی میرویم و فرار از آن توسط دابی بامزه -که مدتی از او بی خبر بودیم-که به کشته شدنش می انجامد و در ینجا به آخر فیلم میرسیم:ولدمورت چوبدستی را به دست می آورد.با اعتراف گریندلوالد که در کتاب ظاهرا پشیمان شده بود قبر سفید شکسته میشود و ولدمورت چوب را تصاحب میکند.بزرگترین نقاط قوت این اثر همانطور که گفته شد عبارتند از:شخصیتهای کتاب و برجستگی وجوه کمثیک،صحنه های کمدی و انیمیشن سه برادر از آن طرف بزرگترین ضعفهای فیلم هم عبارتند از:طول دادن داستانی که تا این حد کشش ندارد و البته تفاوتهای فیلم با کتاب.تا یادم نرفته از حذف دو قسمت از کتاب یعنی برنامه پاتر واچ و سر زدن های فینیاس هم انتقاد کنم که میتوانستند به جالب تر شدن فیلم کمک کنند. در کل یادگاران مرگ پارت 1 اثری است که از نظر سینمایی با ضعف های بسیاری روبروست  اما فراموش نکنیم که اقتباس های سینمایی از این اثر برای طرفداران کتابه ساخته شده اندو حتی اگر هیچ ارزشی هم نداشته باشند-که قطعا اینطور نیست-باز هم در نوع خود ارزشمندند.همانطور که اگر عظمت کار تالکین در خلق فضای کاملا فانتزی است و از حداکثر تخیل خودش بهره برده و لوییس هم کاری تقریبا مشابه انجام داده و دنیای فانتزی اش با دنیای واقعی کاملا متمایز است دستاورد رولینگ در تلفیق فضاهای رئال و فانتزی به مراتب ارزشمندتر است.فراموش نکنیم این فیلم-و سایر فیلمهای این مجموعه-برای کسانی ساخته شده که کتابش را خوانده اند و حالا دوست دارند آن را به صورت تصویری هم ببینند.فقط یک نکته دیگر را هم فراموش نکنید:«این یک فیلم آخر آخرالزمانی کابالاییستی است،اینجا جایی برای انکار نیست!»


نوشته شده در شنبه 11 تیر 1390 ساعت 03:33 ب.ظ | توسط Jessica Riddle |نظرات |


قالب وبلاگ : فقط بهاربیست



كد ماوس


// setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);